تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

409

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

به پادشاهى رسيد گفت : « انديشهء من نيكوكارى است و فرمان من به داد است . » بوران پايگاه شهربراز را به پسفرّخ داد و او را وزير خود كرد « 1 » ؛ با رعيت به نيكى رفتار كرد و در ميان ايشان داد بگسترد و بفرمود كه سكّه بزنند « 2 » و پلهاى سنگى و چوبى را مرمت كنند « 3 » و آنچه از خراج بر گردن مردم مانده بود بيفگنند . بوران به همهء مردم نامه‌ها نبشت و به ايشان نويد نيكى داد و حال كسانى را كه از خاندان شاهى هلاك شده بودند به ايشان بنمود « 4 » و گفت كه اميدوار است خداوند با وجود او چنان آسودگى و استوارى پديد آورد كه همگان بدانند كه مملكت را تنها به زور مردان نتوان گرفت و لشكر تنها به سطوت و بيم مردان فراهم نشود و پيروزى تنها به نيرنگ مردان به دست نيايد و آتش آشوب تنها با ايشان خاموش نگردد و همهء اين كارها به نيروى خداوند بزرگ توانا برآيد . بوران در اين نامه‌ها مردم را به وفادارى و به اطاعت خود فراخواند . در نامه‌هاى او هرچه مىبايست نوشته شود جمع بود .

--> است ) مىگويد كه پيش از بوران كودكى به نام جوانشير پسر پرويز و گرديه ( رجوع شود به فصل هشتم ، صفحهء 302 ، زيرنويس شمارهء 1 ) كه تنها كسى بود كه از دست شيرويه جان سالم به در برده بود ، به سلطنت رسيد ولى به زودى از دنيا رفت . گرديه كه در سال 590 مسيحى زن برادرش بهرام چوبين بود نمىتوانست در سال 630 مسيحى كودكى صغير داشته باشد . نسخهء خطى سپرنگر جوانشير را پسر مارياى رومى مىخواند و مانند حمزهء اصفهانى او را از قربانيان شيرويه مىداند . ( 1 ) - اگر اين روايت نبود مىتوانستيم او را از جملهء اشخاص كم‌اهميتى كه آلت دست براى قتل شهربراز واقع شده بودند به شمار آوريم . از اينجا معلوم مىگردد كه جانداران از افراد خاندان‌هاى معروف انتخاب مىشدند و براى وصول به عالىترين مقامات شايستگى داشتند . ( 2 ) - السّمعانى نسطورى مذهب ( 105 ( III , I , نيز اين خبر را ذكر كرده است . سكه‌هاى او كمياب است ولى باز ZDMG ( ج 18 تصوير 6 و توضيح موردتمان ج 19 ص 458 ) را ببينيد . سكه‌هاى اردشير سوم بيشتر است . ( 3 ) - او در استينيه واقع در نزديكى بغداد ( ياقوت ، بلاذرى ص 273 ) آتشكده‌اى بنا كرده بود ( مسعودى ج 4 ص 86 ) . ( 4 ) - رجوع شود به مطالب اوايل سلطنت خسرو پرويز .